
کارشناس مرکز خانواده پایدار دانشگاه سیستان و بلوچستان گفت: در مسیر انتخاب همسر، هرچقدر شناخت از خود بیشتر باشد انتخاب دقیق تری صورت می گیرد زیرا در این صورت فرد به طور کامل به معیارهای خود آگاه است و می داند که همسرش چه ویژگی هایی باید داشته باشد.
حجت الاسلام ارسلان خواجه پور، کارشناس مرکز خانواده پایدار دانشگاه سیستان و بلوچستان در گفت وگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی هامون نگار در خصوص کسب آمادگی برای ازدواج اظهار داشت: برای دختر و پسری که قصد ازدواج دارد کسب یکسری آمادگی ها ضروریست که مهمترین آنها، خودشناسی است چرا که در مسیر انتخاب همسر، هرچقدر شناخت از خود بیشتر باشد انتخاب دقیق تری صورت می گیرد زیرا در این صورت فرد به طور کامل به معیارهای خود آگاه است و می داند که هم خودش چه ویژگی هایی دارد و هم همسرش چه ویژگی هایی باید داشته باشد.
این کارشناس خانواده با بیان اینکه برای یک انتخاب خوب، جوانان باید هدف از ازدواج را بدانند، افزود: گاهی فردی برای خلاص شدن از مشکلات خانواده ازدواج می کند و یا جذب ظاهر طرف مقابل می شود و در نتیجه چند سال بعد، از ازدواج خود ناراضی می شود. متاسفانه ما برای خرید یک گوشی همراه مدت ها از طرق مختلف، تحقیق و بررسی می کنیم اما برای ازدواج چنین حساسیتی به خرج نمی دهیم.
وی ادامه داد: ورود در هر کاری نیاز به گذراندن دوره آموزشی و کسب گواهینامه دارد در حالی که برای ازدواج بدون هیچ شناختی از شخص مقابل و بدون درک اصل زندگی مشترک، دست به انتخاب زده و وارد این مرحله از زندگی می شویم. به عبارتی در ازدواج یک حس خودبلدی به ما دست می دهد و وقتی که ازدواج می کنیم به اوج نابلدی می رسیم. در روایت است که “ما من حرکه و انت فیها محتاج الی معرفه” یعنی در هر کاری انسان نیاز به کسب آگاهی و شناخت دارد.
خواجه پور در مورد معیارهای مهم برای ازواج گفت: معیارها ثابت نیست بلکه یک امر نسبی است چون آدمها با هم متفاوتند و هرکسی با توجه به هدفی که از ازدواج دارد باید معیارهای خود را مشخص کند؛ اهدافی همچون اهداف اقتصادی، مهاجرت، جایگاه اجتماعی، چشم و هم چشمی، تکامل وجودی و غیره. بنابراین باید براساس هدف خود، اولویت معیارهای خود را تعیین کنیم.
وی در خصوص اهمیت خانواده در انتخاب همسر بیان داشت: یکی از مسائل مهم، خانواده ها هستند؛ چراکه در ازدواج تنها دو نفر به هم نمی رسند بلکه دو خانواده با باورها و فرهنگ های مختلف به هم می رسند. به هر حال ما در زندگی مشترک با خانواده همسر در ارتباط هستیم و اگر شناختی از آنها نداشته باشیم اختلافاتی به وجود خواهد آمد.
این کارشناس مرکز خانواده پایدار دانشگاه سیستان و بلوچستان ادامه داد: از سوی دیگر یکی از راه های شناخت همسر، خانواده است زیرا فردی که قرار است همسر ما بشود در محیط این خانواده رشد کرده و تاثیر پذیرفته است. گرچه افرادی هم هستند که توانستند خود را از آلودگی های محیط خانواده نجات داده و به رشد و تکامل برسند اما به هرحال نمی توان اهمیت خانواده را نادیده گرفت.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا اساسا ایجاد تغییر در همسر شدنی است یا خیر اظهار داشت: اگرچه اقتضای زندگی مشترک، گذشت و توجه به خواسته های خانواده است اما ما نمی توانیم تماما همسر خود را تغییر دهیم و اگر قرار است تغییری هم صورت بگیرد باید ابتدا آن مورد برای همسرمان هم ارزشمند شود. گاهی زوجین در خوب دانستن یک موضوع تفاهم دارند اما آن، برای هر دو به یک اندازه ارزشی نیست؛ اگر توانستیم آن امر را برای همسر خود ارزشی کنیم تغییر شدنی است و اگر نتوانستیم تغییر ناممکن می شود.
خواجه پور پیرامون رسیدن به تکامل از طریق ازدواج گفت: ازدواج برای یک شخص عادی هم می تواند عامل تکامل باشد و هم سقوط. مثلا شخصی که اهل علم و پژوهش است اگر در انتخاب همسر دقت کند و همسری همسو با اهداف خود انتخاب کند به خوبی در اهداف خود پیشرفت خواهد کرد و اگر همسری انتخاب کند که اهل علم نباشد قطعا مانع پیشرفت های علمی او خواهد شد.
وی ادامه داد: ازدواج برای یک شخص مومن که نگاه توحیدی دارد همواره سبب تکامل خواهد بود؛ چراکه اگر همسرش مومن و همراه باشد او را در مسیر تکامل معنوی یاری می رساند و اگر هم همسرش به لحاظ اعتقادی و اخلاقی مطابق با معیارهای او نباشد سعی می کند با تحمل و صبوری و شکوه نکردن و برای رضای خدا خدمت کردن به همسر، خود را به رشد و تعالی معنوی برساند.
این کارشناس خانواده دانشگاه سیستان و بلوچستان با اشاره به اینکه محبت دو طرفه و هم کفو بودن در به رشد رساندن انسان از طریق ازدواج بسیار مهم است بیان داشت: به توصیه مرحوم استاد صفائی حائری، انسان تا پیش از ازدواج فرصت دارد تا چشمانش را باز کند و ببیند اما بعد از ازدواج باید چشم ها را بست و ساخت.
خواجه پور در خاتمه پیرامون تفاوت عشق و وابستگی اظهار داشت: عشق ریشه در عقیده و باور انسان دارد و براساس هیجانات لحظه ای نیست. عشق عامل حرکت، شکوفایی و پویایی است اما وابستگی شخص را متوقف و افسرده می کند و فرد وابسته دائما در حال نق زدن و گوشه گیری است.
وی ادامه داد: در عشق یک نگاه توحیدی نهفته است که همسر خود را نعمت و امانت خداوند می داند و لذا زمان پس گرفتن امانت، بی قراری نمی کند. مانند همسران شهدا که با وجود عشقی که به همسرشان داشتند بعد از شهادت همسر نه تنها بی تابی نمی کنند بلکه بر مقاومت و صبرشان افزوده نمی شود در حالی که شخص وابسته بعد از رفتن همسر، افسرده و نابود می شود.
خبرنگار: صدیقه محمدی